تبليغاتX
(`'•.¸ delporomid¸.• '´)
(`'•.¸ delporomid¸.• '´)

ازراه دورتو را می پرستم ای قبله ی امید من دوستت دارم عشق ودنیایم تویی( امید)

اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد ؛ ...خبرم كن ...
 
بهت قول نميدم كه ميخندونمت .
 
ولي مي تونم باهات گريه كنم ...
 
اگه يه روز خواستي در بري ...حتماً خبرم كن ،
 
قول نميدم كه ازت بخوام وايسي .
 
اما مي تونم باهات بيام ...
 
اما اگه يه روز سراغم رو گرفتي ...و خبري نشد ...
 
سريع به ديدنم بيا ...احتمالاً بهت احتياج دارم.
 
                

حس خوب با تو بودن دیگه با من آشنا نیست

شعر خوب از تو خوندن دیگه لالایی من نیست

من همونم که یه روزی واسه چشمات خونه ساختم

واسه بوسیدن دستات همه زندگیمو باختم

توی رود خونه ی قلبت قایق من رفتنی بود

کاش از اول می دونستم قایقم شکستنی بود

واسه درد صد تا عاشق زیر پنجرت می خوندم

توی هر شهری که بودی من مسافرت می موندم

اگه بارونی نباشه واسه ریشه ی درختم

تو نیاز تو می موندم تا بباری روی بختم

قامت خوب و قشنگت شده درمون تب من

سفرت بی انتها بود واسه قصه ی شب من

چیز تازه ای ندارم که به پای تو بریزم

دست خوب مهربونی یاورت باشه عزیزم   

 

 

دوستتون دارم  :  امید

 

نوشته شده در چهارشنبه 20 آبان1388ساعت 11:20 توسط امـیــــــــد| |

دل عاشق

آخه دل من ...

***************

تاحالا دل تنگ کسي شدي؟

 اصلا ميدوني دلتنگي چيه؟

 اونم ازبدترين نوعش؟

 بزرگترين دلتنگي اينه که بدوني اوني که دوسش داري نميتونه پيشت بمونه....

 اينه که بدوني يه روزي ازکسي که دوسش داري بايد جدا بشي...

 چه بخواي چه نخواي...

همیشه سکوت را دوست داشته ام...

سکوت همیشه برای من مفهوم آرامش بود!

همیشه لحظه ها را برای آن لحظهء سکوت آن تنهایی پر از سکوتش

 خواسته ام تا لحظه ای بیشتر عمیق تر بنگرم...

اما این سکوت...

مفهوم فاصله هاست...!!

سکوت را همیشه دوست داشته ام

 اما فاصله را نه...

امروز حاضرم دنیا را بدهم تا این سکوت را بشکنم!!

امروز دلم فریاد می خواهد...

***************

دیگه نمیخوام عاشق بمونم...!

 
                                        

دل دیگه اون دل دیگه نیست هیچکس اونی که میگه نیست

شاید دلای خستمون دلواپس همدیگه نیست

دل دیکه اون دل دیگه نیست فاجعه هام فاجعه نیست

روی لبای بستمون صحبتی از عاشقی نیست

***************

دوستتون دارم  :  امید 

 

نوشته شده در یکشنبه 17 آبان1388ساعت 13:7 توسط امـیــــــــد| |

جدایی  جدایی    جدایی

     

دراین روز غم انگیز جدایی

به یاد ارم زمان اشنایی.

به خاطر اورم در جنگل دور

 کنار برکه ای خاموش و بی نور 

 نشستی با دلم افسانه گفتی 

  به خود شمع و مرا پروانه گفتی. 

چو می رفتی به دامانت فتادم

 چو اشکی در گریبانت فتادم .

چو می میرم ،به لب نام تو را دارم 

 پس از مرگم چو ایی بر مزارم .

زخاکم ناله برخیزدبه افلاک

که ازیادم نرفتی تادل خاک

*************************** 

دوستتون دارم : امید

 *************************** 

 

نوشته شده در دوشنبه 11 آبان1388ساعت 8:54 توسط امـیــــــــد| |

آدما بازي رو دوست دارن هم بازيشون میشم

ولی اسباب بازيشون هرگز......

 

*****************

این روزا عادت همه رفتن ودل شکستنه

درد تموم عاشقا پای کسی نشستنه

این روزا کارآدما دلای پاک وبردنه

بعدش اونو گرفتنوبه دیگری سپردنه

این روزا کارآدما توانتظارگذاشتنه

ساده ترین بهانشون ازهم خبرنداشتنه

این روزا سهم عاشقا حسرت بی وفاییه

جرم تمومشون فقط لذت آشناییه

این روزا عادت گلا مرگ و بهونه کردنه

کار چشای آدما دل رو دیونه کردنه

این روزا هیچ مسافری برنمی گرده به خونه

چشای خسته تا ابد به درب بسته می مونه

این روزا جرم عاشقا شهر دل وفروختنه

چاره فقط نشستن و به پای چشمی سوختنه

اسم گلارو این روزا هرگز کسی نمی دونه

اما تو تا دلت بخواد اینجا غریب فراوونه

این روزا آدما کمن پشت نقاب پنجره

کمتر می بینی کسی رو که تا ابد منتظره

مردم ما به همدیگه فقط زود عادت می کنن

حقا که بی وفایی رو خوبم رعایت می کنن

وقتی رفتی رد لبانم را به خاطر بسپار

روزی برایش گریه خواهی کرد!!!

******************

دوستتون دارم  :  امید 

نوشته شده در شنبه 9 آبان1388ساعت 20:42 توسط امـیــــــــد| |

*********************************************************

سلام به همه دوستان گلم من دوهفته ای نیستم دارم میرم مسافرت

انشاالله برگردم جبران میکنم دوستتون دارم امید

شروع مسافرت ۱۷/۷/۸۸

دلم براتون تنگ میشه

بیادهمتون هستم .  

**************************************************************************** 

کاش بدانی لحظه هایم چقدر  بی تو تنهاست... 

 

کسی را نمی یابم تا برایش از غمها و دردهایم بگویم

 و دلتنگی هایم را برایش زمزمه کنم . ................


کسی را نمی یابم تا لحظه های هر چند کوتاه سر بر شانه اش بگذارم

و تمام بی کسی ام را به دست فراموشی بسپارم .............


دلی را نمی یابم که یکرنگی اش دلگرمی ام باشد و هیچ گوش شنوایی را نمی یابم

 تا تنهایی هایم را برایش نجوا کنم .......... 

 

دوستتون دارم  : امید 

 

نوشته شده در چهارشنبه 15 مهر1388ساعت 11:29 توسط امـیــــــــد| |

   حالا دیگه من تنهام و تنها تر از همیشه

   زیباترین صدایی که تو گوشم تکرار میشه

  موسیقی عاشقانه امواج دریاست و

   صدایی که برام خیلی آشناست 

 زمزمه های دلتنگمه چیزی شبیه در خود شکستن

                         راستی بچه ها غم چه رنگیه ؟؟؟؟؟؟

وقتی نیستی خونمون با من غریبی میکنه...!


دل اگه میگه صبورم خود فریبی میکنه...!


وقتی نیستی گل هستی خشک و بی رنگ میشه...!

نمیدونی...

که چقدر دلم برات تنگ میشه...!!! 

دوستتون دارم  : امید

نوشته شده در شنبه 11 مهر1388ساعت 19:33 توسط امـیــــــــد| |

کی گفته پاییزاونه که باد برگارو می ریزه؟

واسه دلی که عاشقه تموم سال پاییزه ...

 

                   گاهي آرزو مي کنم...                

   کاش هرگز نمي ديدمت تا امروز غم نديدنت را  بخورم!!            

کاش لبخندهايت آنقدر زيبا نبودند که امروز آرزوي  ديدن يک لحظه

 فقط يک لحظه از لبخندهاي عاشقانه ات را داشته باشم!  

 کاش چشمان معصومت به چشمانم خيره نمي شد تا امروز 

چشمان من به ياد آن لحظه بهانه گيرند و اشک  بريزند!

 کاش حرف هاي دلم را بهت نگفته بودم تا امروز با خود نگويم

" آخه او که ميدونست چقدر دوستش دارم!!!!"

من از میلاد تلخ بی وفائی ها می ترسم .................

 بخدا راست می گم..................

**********

بازم خيلي دلم گرفته ...دنال بهانه اي براي گريه ميگردده ...

چرا ما ادما اغلب براي بدست آوردن چيزي يا كسي ...اينقدر تلاش

ميكنيم  ...و له له مي زنيم اما وقتي بدستش  آورديم ...دنبال بهانه

ميگرديم....كه  از دستش بديم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خيلي دلتنگم...به چه كسي بگويم ...كه ناي گفتنم نيست ............

**************

 

دوستتون دارم : امید

 

نوشته شده در سه شنبه 7 مهر1388ساعت 9:29 توسط امـیــــــــد| |

گاهی دلم برای خودم تنگ میشه

        ************************       

دوست دارم معنی عشق را بفهمم

ولی انگار فهمش برام سخته هرکسی از عشق یک معنایی برای خودش داره یکی عشقش رانندگی - یکی دوست - یکی ارتباطات - یکی درس - یکی شهوت - یکی ...... شما چه عشقی داری و چه جور معنایی برای آن متصور هستی

***********************

خدایا

شاهد تنهایی ام باش

بین غمها تنها ناجی ام باش

پر پرواز من دیریست بسته

تو بگشا و در آزادیم باش

اسیر موجهای تند خشمم

تو آرام دل دریایی ام باش

دل خسته خریداری نداره

تو خواهان صفای ذاتی ام باش!

 

               

319.jpg

دلم خیلی خیلی گرفته میگی چکار کنم ؟؟؟؟؟؟؟

خوش به حال آسمون كه هر وقت دلش بگيره بي بهونه مي باره ... به كسي توجه نمي كنه ... از كسي خجالت نمي كشه... مي باره و مي باره و... اينقدر مي باره تا آبي شه... ‌آفتابي شه...!!! کاش... کاش مي شد مثل آسمون بود... كاش مي شد وقتي دلت گرفت اونقدر بباري تا بالاخره آفتابي شي... بعدش هم انگار نه انگار كه بارشي بوده

دوستتون دارم  :   امید

 

نوشته شده در شنبه 4 مهر1388ساعت 17:39 توسط امـیــــــــد| |

                   

چه احساس نازنین و شیرینیه . . .

رو در رو با کسی که دوسش داری بشینی

به چشاش نگاه کنی

تا

عمق وجودت،از یه گرمای عمیق آب بشه

قلبت پر تپش بشه

انگار که داره از سینت کنده میشه

چه احساس جالبیه . . .

وقتی بخوای با انگشتات،صورتش رو حس کنی

با موهاش بازی کنی

از لباش...

خدای من... باور کردنی نیست...

اونی که میخوای...دوسش داری...عاشقشی...

کنارت باشه...باهات باشه...همراهت باشه...هم پات باشه...

ای خدا همه رو به عشقشون برسون

 

                             

دوستتون دارم   :   امید    

 

نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388ساعت 19:30 توسط امـیــــــــد| |

بهونه قشنگ من سلام عزیزم

 

وقتی دلتنگ شدی به یاد بیار کسی رو که خیلی دوستت داره

وقتی نا امید شدی به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش توئی

وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیار کسی رو که به صدات محتاجه

وقتی به انگشتات نگاه کردی به یاد بیار کسی رو که دستاش در آرزوی لمس دستهای مهربونته

وقتی دلت گرفت به یاد بیار کسی رو که دلش پر از عشق پاکته

وقتی دلت خواست بشکنه به یاد بیار کسی رو که تو دلت یه کلبه ساخته ...

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم و در چشمان مهربانت خیره شوم و دوستت دارم را بر لبانم

جاری کنم

منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم سر بر شانه هایت بگذارم ... از عشق تو ... از داشتن


تو... اشک شوق ریزم

منتظر لحظه ی مقدس که تو را در آغوش بگیرم و بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم وبا تمام


وجود قلبم و عشقم را به تو هدیه کنم  ...

*********************************

  دوستتون دارم  :   امید   

 

نوشته شده در دوشنبه 30 شهریور1388ساعت 9:18 توسط امـیــــــــد| |

قلبموهدیه می دم بهت مواظبش باش نه به خاطر اینکه

قلب منه به خاطر اینکه تو توی اونی عزیزم .

 

 

نمیدانم...!

نمیدانم در وصفت چه بگویم ، اما دلم پره حرف نگفتست

نمیدانم که هستی ،اما میدانم صادقانه دوستت دارم

نمیدانم از کجا امده ای ، اما تمام قلبم را تسخیر کرده ای

نمیدانم چه احساسی به من داری ، اما من احساس را با تو درک کرده ام

نمیدانم عشق چه معنایی دارد ، اما به وجود من معنا بخشیده است

نمیدانم چه مدت است با تو بوده ام، اما برای سالهای عمرم برای قلبم باقی میمانی

نمیدانم چه مدت است که از تو دورم ، اما برای من قرنها میگذرد

نمیدانم ایا به یاد من هستی ، اما تورا به یاد خود سپرده ام

نمیدانم تا به حال آرزوئی داشته ام ، اما دیدارت برایم تنها ارزوست

ای همه هستی من دوستت دارم

**************

دوستتون دارم  :  امید

 

نوشته شده در سه شنبه 24 شهریور1388ساعت 10:30 توسط امـیــــــــد| |

چشمهايت روشنای نوبهار

چشمهايت بيقراری ، انتظار

چشمهايت قبله چشم ترم

آخرين مأوا ، تمام باورم

چشمهايت را تماشا می‌کنم

عاشقی را باز حاشا می‌کنم

در نگاهت زندگی را خوانده‌ام

با خيال چشمهايت مانده‌ام

 

لحظه‌ها را با تو قسمت می‌کنم

با تو من از آسمان آبی‌ترم

با تو حتی از خودت عاشقترم!

گرمی چشم تو آبم کرده است!

آتش عشقت مذابم کرده است

 بوی تو پيچيده لای دفترم

لابلای بيتهای آخرم!

در ميان آينه زل می‌زنم

تا شب چشمان تو پل می زنم

چشمهايت بيقرارم کرده‌اند

در خيالت ماندگارم کرده‌اند

        

امشبم را با تو خلوت می‌کنم

با خيالت باز صحبت می‌کنم

با تو آرامش فراهم می‌شود

با تو حتی غصه هم کم می‌شود

با تو ، با آرامش مهتابيت

با تو و با خنده‌های آبيت!

با تو ، با مهتاب چشمان ترت

با تو و چشمان از گل بهترت

امشبم را با تو خلوت می‌کنم

 

 

                   

امشبم را بنگر چه غبار آلود است
رفتنش حادثه ايست كه چه درد آلود است
هجرتش از شب من كشتن يك شبتاب است
روشني هيچ ندارم در دلم فرياد است
اشك چشمم تو به من پشت مكن
او كه رفتش تو مرا ياد بكن
نور هم ميل ندارد كه مرا ياد كند
يا كه خواهد بي مجازات سر دار كند
امشبم هيچ ندارم تو برو
او كه رفت و من كه مردم شب برو

از چه رو پايان ندارد امشبم شايد امشب ميهمان ماتمم

            

دوستتون دارم  :  امید              

نوشته شده در سه شنبه 17 شهریور1388ساعت 11:5 توسط امـیــــــــد| |

شاید هیشکی تنهایی رو دوست نداشته باشه

 ولی من میگم تنهایی بهتر از گدایی عشقه

نظرشما چیه ؟

 

ای کاش عدد ۳ نابود می شد تا نفر سوم نمی یومد عشق ۲    

     نفره رو خراب کنه .

     ای کاش عشق های یه طرفه به وجود نمی یومدن .

     ای کاش دنیا پر از خوبی بود .

     ای کاش همه ی عاشقا مال هم میشدن .

     ای کاش حسرت های دنیا تمام شدنی بودن .

     ای کاش ...

     ای کاش تمام این ای کاش ها به حقیقت می پیوستند

 

التماس دعا

دوستتون دارم   :   امید

نوشته شده در جمعه 6 شهریور1388ساعت 9:6 توسط امـیــــــــد| |

   

خداوندا در این دنیای رنگارنگ

ساده بودن و ساده زیستن را از که بیاموزیم

خداوندا در این دنیایی که آدمها همانند عروسکانند

هر روز نقابهای خود را تغییر میدهند

دوست و دشمن را چگونه تشخیص دهیم

خداوندا روزگار شده بازیچه دست این رنگین صفتان

حال با این همه رنگ

کجاست یکرنگی و بی رنگی

خدایا میدانم که میان این همه رنگ زیباترین رنگ چیست

همان رنگی که از آن توست

پس خداوندا میان این همه رنگ کمکم کن تا رنگ رنگین تو را بیابم

خداوندا بدادم برس تا بی رنگ نمانم

 

خداوندا بدادم برس تا بی رنگ نمانم

 

دوستتون دارم  :  امید     

 

نوشته شده در سه شنبه 3 شهریور1388ساعت 11:32 توسط امـیــــــــد| |

 

                                      

با توام بی احساس! آه من می شنوی ؟

نام من رفت ز یادت ، هیچ با خود گفتی که فلانی به کجا رفت و چه آمد سر او ؟

من خودم می گویم ،

 خانه ام شد غربت، پیشه ام شد محنت ، کار من شد زاری، با تو بودن در خواب ، آه در بیداری .

من هنرمند شدم ، می کشم   نقش بر این کاغذ بی خط، نقش یک گل ، گل میخک ،

 می زنم رنگ به آن

نیمی از آنرا سرخ ، که حکایت کند از قلب پر از خون ،

نیمی از آنرا زرد ، که روایت کند از رنگ رخ و حال درون .

کاش می دانستم ، من چه کردم که کشیدی تو زدستم آن دو دستان لطیفت ،

که شدی سرد تو با من همچو یک کوه یخی ،

و کمی بعد رهایم کردی ،

 هستی ام را بردی ، همه هستی من بود همان دل که به دستت دادم ، تو به آن خندیدی

  نه ، به قول استاد  

  (تو به من خندیدی ، و نمیدانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه ،سیب را دزدیدم.....)

با توام بی احساس ، آه من میشنوی ؟

 

دوستتون دارم :  امید

نوشته شده در چهارشنبه 28 مرداد1388ساعت 14:24 توسط امـیــــــــد| |

اگر به وبلاگمون اومدی بدون دیگه وقتت رو نمی گیرم دیگه نمی خوام مزاحم اوقات شریفت بشم دیگه نمی خوام عشق رو ازت گدایی کنم اگه یه روزی اومدی بدون هیچ موقع نمی بخشمت چون فقط دو سال فقط سرکارم گذاشتی درسته از عشق می گفتی ولی عاشق نبودی می گفتی دوستت دارم ولی نمی تونستی کسی جز غرورت رو دوست داشته  باشی اگه دوست داشتی می تونی برگردی ولی من هیچ موقع نه بهت زنگ می زنم ونه جواب تو میدم و نه بهت فکر می کنم چون دیگه .....

وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها مي كند پرهايش سفيد مي ماند، ولي قلبش سياه ميشود. دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است.

 

                   **********************************

دوستتون دارم : امید

نوشته شده در شنبه 17 مرداد1388ساعت 10:13 توسط امـیــــــــد| |

راه دور است و پر از خار بيا برگرديم

 سايه مان مانده به ديوار بيا برگرديم

  هر زمانی که تو قصد سفر از من کردی

  گريه ام را تو به ياد آر بيا برگرديم

 اين کبوتر که تو اينسان پر و بالش بستی

 دل من بود وفادار بيا برگرديم

  ترسم اينجا که بسوزد پر و بال عشقم

 يا شود حاصل تکرار بيا برگرديم

 يک غزل نذر نمودم که برايت گويم

 گفتم آنرا شب ديدار بيا برگرديم

 باز گفتی که برايم غزل از عشق بگو

  يک غزل ميخرم اينبار بيا برگرديم

 من که عشقم به دو چشم تو دخيلی بسته است

  عشق من را مکن انکار بيا برگرديم

دوستتون دارم  :   امید

 

نوشته شده در سه شنبه 13 مرداد1388ساعت 11:28 توسط امـیــــــــد| |

به نظرتون دوستان این جمله درسته؟؟؟

کاش خداوند سه چیز نمیداد:

عشق / غرور/ دروغ

زیرا اگر عشق نبود. انسان از سر غرور دروغ نمی گفت.

اینم یه شعر فکر کنم عشقولانه ای باشه!!!! شماها چی فکر میکنین؟؟؟

                           *************************

بده دستا تو به دستم تا با هم کلبه بسازیم

کلبه ای پر از من و تو از من و تو ما بسازیم

دور بشیم از همه مردم واسه درد هم بمیریم

با ستاره ها بخوابیم با ترانه جون بگیریم

کلبه ای اندازه عشق با غنچه ای و حوض و گلدون

سر تو باشه رو شونم مثل لیلی مثل مجنون

تو بشی مادر گلها من بشم بابای بارون

 

نتیجه اش چیه؟

تو بشی مادر گلها من بشم بابای بارون!!!!!!!!!!!!

امیدوارم لذت برده باشین!!!!!!

 

                         دوستتون دارم : امید

 

نوشته شده در دوشنبه 5 مرداد1388ساعت 8:17 توسط امـیــــــــد| |

درها بسته اند چراغها خاموش ومن در تاریکی مینویسم

تا صبح فراموش نکنم که دیشب چه برمن گذشت

نور ماه خاموش بود   ستاره ها چشمک نمیزدند

تو در خواب بودی ونمیدیدی که صورتم نمناک است

من ارام می نوشتم از دردهای پنهانم    ازشکوه های نگفته ام

هیچوقت انها را به تو نشان نخواهم داد

مینویسم نه برای تو    برای خودم شاید بتوانم راحت تر بخوابم

وقتی صبح بیدار میشوم این دست خط را فقط خودم خواهم خواند

نه به خاطر اینکه در تاریکی نوشته ام و خواندش سخت است

چون تو انها را نخواهی فهمید

دست هایم به آرزوهایم نمی رسند

آرزوهایم بسیار دورند

ولی درخت سبز صبرم می گوید

امیدی هست ، خدایی هست

این بار برای رسیدن به آرزوهایم

یک صندلی زیرپایم می گذارم

شاید این بار

دستم به آرزوهایم برسد.

********************************

 

دوستتون دارم   :   امید

نوشته شده در چهارشنبه 31 تیر1388ساعت 9:28 توسط امـیــــــــد| |

 

من عشق را در تو 

تو را در دل 

دل را در موقع تپیدن

وتپیدن را به خاطر تو دوست دارم

من غم را در سکوت

سکوت را در شب

شب را در بستر

وبستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم

من بهار را به خاطر شکوفه هایش

زندگی را به خاطر زیبایی اش و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم

من دنیا را به خاطر خدایش

خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم

تو را هیچگاه نمی توانم از زندگی ام پاک کنم چون تو پاک هستی می توانم تو را خط خطی کنم که آن وقت در زندان خط هایم برای همیشه ماندگار میشوی و وقتی که نیستی بی رنگی روزهایم را با مداد رنگی های یادت رنگ می زنم

  دوستتون دارم  :  امید    

نوشته شده در شنبه 27 تیر1388ساعت 13:3 توسط امـیــــــــد| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ