(`'•.¸ delporomid ¸.• '´)
هرگز برای عاشق شدن ، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که ماه را بر لبات می نشاند کاش می دانستی، من سکوتم حرف است، حرف هایم حرف است، خنده هایم، خنده هایم حرف است. کاش می دانستی، می توانم همه را پیش تو تفسیر کنم. کاش میدانستی، کاش می فهمیدی، کاش و صد کاش نمی ترسیدی که مبادا دل من پیش دلت گیر کند، یا نگاهم تلی از عشق به دستان تو زنجیر کند. من کمی زودتر از خیلی دیر، مثل نور از شب چشم تو سفر خواهم کرد. تو نترس، سایه ها بوی مرا سوی مشام تو نخواهند آورد. کاش می دانستی، چه غریبانه به دنبال دلم خواهی گشت، در زمانی که برای غربتت سینه دلسوزی نیست. تازه خواهی فهمید، مثل من عاشق مغرور شب افروزی نیست مــــــن را کشت مانده ام در عجب آنکه نامش مرگ است با من چه خواهد کـــــــرد!!! دوستتون دارم :امید داره كم كم صداي خوش بهترين شب هاي سال مياد صداي خوش ليله القدر ! شب های دراز بی عبادت چه کنم داره كم كم صداي خوش بهترين شب هاي سال مياد صداي خوش ليله القدر ! چقدر دلم براي الغوث الغوث و گريه و ناله عاجزانه در درگاه خدا تنگ شده ! براي اون لحظه اي كه خودتو حقيرترين ميبيني فقط خودت و خدا رو ميبيني چقدر دلم براي قرآن به سر گذاشتن تنگ شده چقدر دلم براي ناله مهدي بيا تنگ شده بياييد امسال براي ظهور آقا جانانه تر الغوث بگيم ميگن اگه كسي لايق نباشه ، اشك از چشاش نميآد خدايا كاري كن لياقت داشته باشيم و خون بگرييم خدايا دعوتم كن ، عاجزانه ازت ميخوام كه دعوتم كني كه اين شب هاي عزيز مهمونت باشم با اينكه لياقت ندارم خدايا الغوث . . . خلصنا من النار یا رب . . . التماس دعا : امید دوستتون دارم امید باز هم دلتنگي ، باز هم گريه هاي شبانه ام يه عاشق غمگين ، در حسرت شبهاي بي ستاره ام سخت دلتنگم ، سخت بيقرار و بي تابم ... كجاست شانه هاي گرم و مهربانت ، تا گريه كنم ؟ كجاست آن لبخندهاي عاشقانه ات تا باز هم ديوانه شوم ؟ چرا ديگر درد دلي براي گفتن با من نداري ؟ چرا اشكهايت را از من پنهان مي كني و حرفي براي گفتن نداري ؟ چرا قلب عاشقم را در انتظار چشمانت مي سوزاني ؟ آنقدر دلتنگ چشمانت هستم كه نمي توانم در هيچ چشم ديگري نگاه كنم ... آنقدر بيقراره وجودتم كه هيچ اتفاقي ، دل غمگينم را شاد نمي كند براي گريستن ، شانه هايت را كم دارم شانه هايي كه بارها و بارها در خواب و خيال ، تكيه گاه دل عاشقم بود براي عاشقي ، نگاههاي زيبايت را كم دارم نگاههايي كه تنها دليل زندگي و عشقم شد چرا ديگر براي غصه ها ، اشكها و دلتنگي هايم جوابي نداري ؟ اينجا من هستم؛ سکوتي محض، سکوتي شکسته و درهم بخاطر هر روز نديدن تو اينجا من هستم ؛ تهي ا زندگي و روزمردگي ، خاليتر از هميشه؛ با کلافي درهم و پيچ در پيچ معني سکوتم را با چشمانم برايت بارها فرستادهام اينجا من هستم با آوازي که هرگز نشنيدي من هستم و سازي مبهم اگه قرار بود تو دنیا چیز دیگه ای باشم دوست داشتم جای اشک رو صورت تو باشم تو چشات متولد شم , رو پلکات جون بگیرم رو گونه هات جاری بشم ,رو لبات بمیرم موفق باشید : امید ((اي كاش هيچ گاه نگاهمان با هم آشنا نشده بود... اي كاش هرگز نديده بودمت و دل به تو دل شكن نمي بستم. اي كاش از همان ابتدا، بي وفايي و ريا كاري تو را باور داشتم انتظار باز آمدنت، بهانه اي براي هاي هاي گريه هاي شبانه ام شد و علتي براي چشم به راه دوختن و از آتش غم سوختن و ديده به درد دوختم... )) اشك نمي شود. چون بي رحمي آن قلب سنگين را باور دارم. امشب ديگر اجازه نخواهم داد كه قدم به حريم خواب ها و روياهايم بگذاري... چون اين بار، ((من)) اينطور خواسته ام، هر چند كه علت رفتن تو را نمي دانم و علت پا گذاشتن روي تمام حرفهايت را... باور كن... و اگر باز گردي به تو نيز ثابت خواهم كرد... سلام ای گل زیبای هستی فدایت میشوم هرجا که هستی مرا با خود ببرتا اوج مستی که قصرآرزوهایم تو هستی به او بگویید دوستش دارم با صدایی آهسته آهسته تر از صدای بال پروانه ها به او بگویید دوستش دارم با صدایی بلند بلند تر از صدای پرواز کبوتران عاشق به او بگویید دوستش دارم با هیچ صدایی چون فریاد دوستت دارم نیاز به صدای بلند یا کوتاه ندارد فریاد دوستت دارم را میتوان با تپش یک قلب به تمام جهانیان رساند پس بگذار بدون هیچ شرمی بگویم «دوستت دارم» شمع زندگانی ام باش من تا ابد پروانه وار به دورت خواهم گشت آن قدر به دورت می گردم و تو را می ستایم تا پر و بال هایم بسوزد و در نهایت در آغوشت جان دهم... خورشید من باش و بگذار تنها سیاره ای کوچک باشم و هر روزاز دور تنها تو را بنگرم، تنها در مدار تو در گردش باشم و تنها برای تو زندگی کنم و هر گاه خواستی مرا بسوزان و نابود کن... دریای من باش تا چون زورقی کوچک در تلاطم امواجت رها باشم مرا بر صخره ها بشکن تا تکه های وجودم را در اعماق دل دریایی ات فدا کنم... شمع من باش، خورشید من باش، دریای من باش... فقط بگذار تا آخرین نفس به شوق تو و در نهایت بودن به عشق تو زندگی کنم... برای لحظه ای آغوشم را می گشایم و تو را فریاد میزنم، احساس می کنم آغوشم تهی از تو نیست، بی اراده فریادم خاموش می شود... شاید فریاد بیهوده است چون تو اینجایی... نزدیکتر از آغوش... حس می کنم تمام ذرات وجودم از تو سرشار است... قلبهایمان را کنار هم احساس می کنم... هماهنگ با هم در تپش هستند... گویا یکی شده اند... خوب می دانم اگر قلب تو اینجا نبود تپش های بی حاصل قلبم به مرگ می انجامید... تو اینجایی نزدیکتر از من به خودم...عشق با فاصله بیگانه است... دوستت دارم پس فاصله ای بینمان نیست... دوستتون دارم : امید همیشه هر آغازی پایانی هم داره و چقدر تلخه که بخوای جلو رسیدن این پایان رو بگیری ولی نتونی... چقدر تلخه یه نفر رو دوست داشته باشی ولی نتونی بهش بفهمونی... باورم نمیشه تو همونی هستی که میگفتی همیشه باهات میمونم... تو همونی هستی که فکر میکردم اگه هیچکس رو نداشته باشم میتونم دلخوش به داشتن تو باشم...و چقدر زود این دلخوشی تموم شد..... با اینکه رفتی و می دونم دیگه برات مهم نیستم ولی هنوزم دوست دارم..... تو خیلی خوبی... پس چطور بهت بگم که بی وفایی کردی؟!!... نمی تونم بگم دوستت دارم هایی که میگفتی، همه ی اون حرفای قشنگت دروغ بود... همه ی اینا رو به گردن روزگار میندازم.... تو دروغگو نیستی، بی وفا نیستی، تو فرشته ای پس زندگی به من دروغ گفت... دلخوشی های دروغین رو زندگی به من داد.... حالا که رفتی ازت نمی خوام که برگردی... ازت نمی خوام دوسم داشته باشی... حتی ازت نمی خوام توی خلوتت به من فکر کنی... چون می دونم دیگه جایی تو خلوتت ندارم... می دونم اگه به من فکر کنی برات مایه ی عذابم چون منو دوست نداری.... من که نمی خوام تو عذاب بکشی نمی خوام ناراحت باشی... پس از خودم میگذرم و با تنهایی کنار مییام تا اینکه بمیرم... ولی نمی خوام تو تنها باشی.... اگه یه ذره فقط یه ذره احساس تنهایی میکنی کاش خیلی زود یکی پیدا شه که بتونه برات یه همدم و همراز باشه و نذاره تنها باشی...هر بلایی میخوام سرم بیار ولی ازت خواهش می کنم هیچ وقت این دالان ارتباطی رو به روی من مسدود نکن.... بذار وقتی دلم میگیره بیام اینجا و باهات حرف بزنم حتی اگر چه این ها رو نخونی.... گفتی تا آخر دنیا باهاتم... حالا می فهمم که چرا همش می گفتی دنیا دو روزه... رفتی و مرا با دلتنگی هایم تنها گذاشتی ! رفتی در فصلی که تنها امیدم خدا بود و تو که دستهایت سایه بانی بود بر بی کسی های من ... گناهت را می بخشم ! می بخشمت که از من دل بریدی و حتی ندیدی که بی تو چه بر سر امید می آید ! ندیدی اشک هایی را که قطره قطره اش قصه ی من بود و بغضی که از هرچه بود از شادی نبود ! قصه به پایان رسید و من همچنان در خیال چشمان سیاه تو ام که ساده فریبم داد ! دوستتون دارم : امید می خواهم عمرم را
دوستتون دارم : امید من به انتظار تو به تمام غروب رنگ دلواپسی درانتظارم دستهایم نوازش دستهایت را می خواهد من احساسم را به تو سپرده ام قلبم را عشق را به تو بخشیده ام چشمانم را به تو دوخته ام تا مهربانیت را ببیند گوشهایم کلام مهر آمیز تو را می خواهد لبانم عطش بوسه عشق تو را می طلبد همراهی و همدمی تو را می طلبم زندگیم شده است عاشقانه چندی است وجودم تو را می طلبد می خواهم یک حس ساده و روان تا که بگویم بسیار دوستت میدارم می دانم روزی با تن خسته و خیس سوار بر قطرات درشت باران... برناوادنهای چشمم فرود می آیی. ومن در میان انبوه مژگانم میزبانت خواهم بود... ودرآن لحظه که چشمانم را برای همیشه می بندم تادیگر دوریت را حس نکنم! دوستتون دارم :امید دوست من تنهایی اي نسيم سحر گاهان وقتي از مزارش مي گذري به او بگو نگاه من همواره قدم هاي شتابانش راجستجو مي کند. و اگر مي دانستي که چه زجري دارد خنجر از دست عزيزان خوردن از من خسته نمي پرسيدي که چرا تنهايي ؟ من تنها ميان اين همه تنها تنهاي تنهايم!!!! و تنها با تنهايي توست که با تنهايي خويش سازگارم تا کنون رفيقي پيدا نکردم که به اندازه ي تنهايي رفاقت داشته باشد . . . برای تو مینویسم ... از عمق احساسم. مینویسم تا شاید بدانی که طپش قلبم در سینه ... به خاطر توست. برای تو مینویسم که بدانی تو بودی آن یگانه عشقی که در لا به لای خرابه های قلبم لانه گزید وازآنها گلستانی جاودانه ساخت. برای تو مینویسم تا بدانی دوری ات برای من ... مثل دوری ماهی از آب است و دوری کبوتر از آسمان . برای تو مینویسم اینک...از عمق وجودم...با فریادی خاموش که در لابه لای هیاهوی عشقت گم شده است. برای تو مینویسم اینک تا بدانی ... دوستت دارم دوستتون دارم : امید سلام به همه دوستان گلم : امروز متوجه شدم اسم خیلی از دوستانی که توی لیست پیوندای من بوده اند حذف شده البته باید خودبه خود این اتفاق افتاده باشه از همه دوستانی که توی لیست پیوندای من بوده اند میخوام که ادرس وبشونو برام بذارند ازهمه شما معذرت میخوام بخاطر این اتفاق . دوستتون دارم :امید چون تشنه اي خشكيده لب بر روي مردابم بيا در حسرت ديدار تو شبها نمي خوابم بيا گفتم كه بعد از مردنم آبي بريزي بر تنم من مرده ام باور بكن بي تاب آن آبم بيا نزدیکتر از فاصله... برای لحظه ای آغوشم را می گشایم و تو را فریاد میزنم، احساس می کنم آغوشم تهی از تو نیست، بی اراده فریادم خاموش می شود... شاید فریاد بیهوده است چون تو اینجایی... نزدیکتر از آغوش... حس می کنم تمام ذرات وجودم از تو سرشار است... قلبهایمان را کنار هم احساس می کنم... هماهنگ با هم در تپش هستند... گویا یکی شده اند... خوب می دانم اگر قلب تو اینجا نبود تپش های بی حاصل قلبم به مرگ می انجامید... تو اینجایی نزدیکتر از من به خودم...عشق با فاصله بیگانه است... دوستت دارم پس فاصله ای بینمان نیست... شمع زندگانی ام باش من تا ابد پروانه وار به دورت خواهم گشت آن قدر به دورت می گردم و تو را می ستایم تا پر و بال هایم بسوزد و در نهایت در آغوشت جان دهم... خورشید من باش و بگذار تنها سیاره ای کوچک باشم و هر روزاز دور تنها تو را بنگرم، تنها در مدار تو در گردش باشم و تنها برای تو زندگی کنم و هر گاه خواستی مرا بسوزان و نابود کن... دریای من باش تا چون زورقی کوچک در تلاطم امواجت رها باشم مرا بر صخره ها بشکن تا تکه های وجودم را در اعماق دل دریایی ات فدا کنم... شمع من باش، خورشید من باش، دریای من باش... فقط بگذار تا آخرین نفس به شوق تو و در نهایت بودن به عشق تو زندگی کنم...
تـا ابـــد دوســتت دارم دوستتون دارم امید من و تو در کنار هم تو در آغوش منی و من غرق در احساساتم سکوت سهم این لحظه عاشقانه در قلبم فریاد میزنم عشق من دوستت دارم صادقانه هنوز چشمانم خیره به چشمان تو است دیدن چشمهای زیبایت آرامش من در این لحظه ی عاشقانه است هنوز هم سکوت... با دیدنت شده ام مات و مبهوت... دستانت را میفشارم تو مرا میبوسی و من تو را در آغوش خودم میفشارم گرمای آغوش تو سر میگذارم بر روی شانه های تو سکوت را با صدای ترانه اشکهایم میشکنم تو گوش میکنی و با من همترانه میشوی تو اشکهای مرا پاک میکنی و من اشکهای تو را میبوسم گونه ی مهربان تو را نمیخواهم این لحظه بگذرد ای خدا کاش میشد در کنار هم باشیم ، تا آخر دنیا گفتی که کاش میشد همیشه مال هم باشیم نمیخواهم روزی بیاید که جدا از هم باشیم گفتم عشق ما بی پایان است قلبم تا همیشه گرفتار قلب عاشق تو است حالا که گرفتار است ، به درد عشق دچار است ، حالا که بی تو زندگی برایش بی معنا است لحظه هایش بی تو همیشه گریان است پس مطمئن باش لحظه ای نیز نمیتوانم بی تو باشم من عاشق توام نمیتوانم لحظه ای جدا از تو باشم میفشاریم دستانمان را در دستان هم آرام میگریم در آغوش هم .
===================== موفق باشید امید دلم می خواهد وقتی باغها بیدارند،برای تو نامه بنویسم. و تو نامه هایم را بخوانی و جواب آنها را به نشانی همه ی غریبان جهان بفرستی. ای کاش می توانستم تنهاییم را برای تو معنا کنم و از گوشه های افق برایت آواز بخوانم. می ترسم روزی نتوانم بنویسم و دفترهایم خالی بمانند و حرفهای ناگفته ام هرگز به دنیا نیایند. می ترسم نتوانم بنویسم و کسی ادامه ی سرود قلبم را نشنود. می ترسم نتوانم بنویسم وآخرین نامه ام در سکوتی محض بمیرد وتازه ترین شعرم به تو هدیه نشود. دوباره سایه ی حرف های تو که روی دیوار روبرو می افتد. دلم می خواهد همه ی دیوارها پنجره شوند و من تو را میان چشمهایم بنشانم. دوباره شب ،دوباره تنهایی و دوباره خودکاری که با همه ی ابر های عالم پر نمی شود. دوباره شب،دوباره یاد تو که این دل بی قرار را بیدار نگه داشته. دوباره شب،دوباره تنهایی،دوباره سکوت،دوباره من و یک دنیا خاطره... ====================== امیــــــــد برای تو از تو نوشتم تا بدانی هیچکس به اندازه تو در وجودم جاری نیست ! و تو.... اگر خواستی برای من ............ ...... هیچ ننویس تا دلم خوش باشد که شاید هنوز میخواهی مرا!! ************** از چه بنویسم وقتی تو نیستی وقتی صدایت دیگر در گوشم نمی پیچد و نگاهت با نگاهم تلاقی نمیکند از چه بنویسم از دل بهانه گیرم یا آسمان ابری دیدگانم چگونه بگویم دوستت دارم تا دوستم بداری تا کنارم بمانی چگونه تو را طلب کنم از که باید تو را بخواهم خدایا بازی روزگارت را نمی فهمم اما هر چه هست بی رحمانه است ************** روزهای تیره را در خواب کرد کاش دنیا تا همیشه مهربان وساده بود یا به آدم هاش رسم عاشقی آموخته بود کاش می شدبا محبت قفل در را باز کرد در کنار اشک و لبخند زندگی آغاز کرد دوستتون دارم امید ترانه های مرا عاشقانه بخوان پراست از غم غمگنانه بخوان تو می روی عاشقانه عاشقتم........ از میون گلای باغچه عشق
تو از همه خوشبو تری از میون ستاره های آسمون تو از همه پر نورتری تو همونی که دلم با تموم سنگ دلیاش واسه دیدنت بهونه می گیره آره تو عشق منی فقط و فقط مال منی اگه فقط یه روز دیگه زنده باشم حاضرم بمیرم و دستاتو توی دستام بگیرم دوستتون دارم : امید 



که هر صبح
رهایش می کردم به آسمان
و هر غروب
دوباره به سینه می نشست 





![]()
![]()
![]()



طبعم به گناه کرده عادت چه کنم
گویند کریم است و گنه می بخشد
گیرم که ببخشد ز خجالت چه کنم...






![]()
![]()
![]()

از فاصله ای دور صدایت را می شنوم، آری صدای یک فریاد است. صدای نگاه تو سکوت مرا
می شکند. صدای نگاه تو، صدایی آشناست برای من. صدای باور عشق در زیر چتر باران احساس
است. با من حرف بزن تا تنهایی شبهایم پر شود. تا نسیم ناب سکوت نگاه مهربانت را حس کنم.
تو به اندازه ی زیبایی همین سکوت نگاهت، بیشتر به من نزدیک می شوی.
این کشتی نگاه تو، مرا در امواج دریای سکوت غرق می کند. با دل بی قرارم حرف بزن.
هر لحظه صدایت آرامش را به قلبم هدیه می دهد. در کنارم بمان تا از نگاهت، عشق را بخوانم.
هر لحظه برای همیشه تو را در کنارم می بینم و احساس سکوت نگاه زیبایت را می خواهم.
در چهره زیبای تو عشق ابدی را می بینم. تو آشیان گرم محبت را به من هدیه دادی. تندیس عشق
همیشگی تو را در قلبم حک می کنم. و آسمان عشق تو را گل باران می کنم.
نگاه تو به من امید فردا می دهد. سکوت نگاه زیبایت، دلتنگی را خط می زند. دیگر دلتنگت نیستم
تو در کنارم هستی. عاشقت هستم و خواهم ماند 
![]()
کاش میدانستی چه دردی در این صدا زدن ها نهفته
کاش می دیدی تمام اشتیاق و حسرتی که در پشت خیسی چشمانم
مات و مبهم به زنجیر کشیده شده
داغی اشکهایم گرمی نگاهت را بر گونه هایم حمل می کنند
دلم تنگ است
دلم برایت تنگ است
دلم برای با تو بودن تنگ است
میدانی....دلم برای حرف هایت
درد دلهایت
برای نوازش هایت ...
دلم بدجوری برایت تنگ شده
اشتیاق تلخ تمام وجودم را در بر گرفته....
که مرا به سوی تو می کشاند !
هروقت که تنهایی ها به سراغم می آید یاد توست که مرا از آن جدا می کند،
یاد توست که مرا شاد نگه می دارد با یا توست که من زنده ام. یاد تو به من
امید می دهد،امید به زندگی.
مونس شب های بی قراری ام دوستت دارم.


![]()


![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
امّا امشب مي نويسم تا تو بداني كه ديگر با يادآوري اولين ديدارمان چشمانم پر از
كه ديگر باور نخواهم كرد عشق را... ديگر باور نمي كنم محبت را...![]()


![]()

![]()
![]()



![]()
تو که گمان می کردم از تبار آسمانی و دلتنگی هایم را در می یابی
تو که گمان می کردم ساده ای و سادگی ام را باور داری
و افسوس که حتی نمی خواستی هم قسم باشی ...
افسوس رفتی ... ساده ، ساده مثل دلتنگی های من و حتی ساده مثل سادگی هایم !
من ماندم و یک عمر خاطره و حتی باور نکردم این بریدن را
کاش کمی از آنچه که در باورم بودی ، در باورت خانه داشتم !
کاش می فهمیدی صداقتی را که در حرفم بود و در نگاهت نبود
کاش می فهمیدی بی توامید تاب نمی آورد ...
رفتی و گریه هایم را ندیدی و حتی نفهمیدی من تنها کسی بودم که ....
قصه به پایان رسید و من هنوز در این خیالم که چرا به تو دل بستم
و چرا تو به این سادگی از من دل بریدی ؟!!
که چرا تو از راه رسیدی و بانوی تک این دل تنهای امید شدی ؟!!
متنهایی که گرچه در نبود تو نوشته شد اما فقط و فقط مال تو بود که سادگی ام را باور نکردی !
بغضی که به دست تو شکست و چشمانی که از رفتن تو غرق اشک شد و تو حتی به این اشکها اعتنا نکردی !
اعتنا نکردی به حرمت ترانه ها یی که تنها سهم من از چشمانت بود !
به حرمت آن شاخه ی گل سرخ که لای دفتر ترانه هایم خشک شد !
به حرمت قدمهایی که با هم در آن کوچه ی همیشگی زدیم !
به حرمت بوسه هایمان ! نه !
تو حتی به التماس هایم هم اعتنا نکردی !
قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم !
خدانگهدار ... خدانگهدار ![]()
![]()
با دست های مهربان تو اندازه بگیرم
برگرد!
باور کن
تقصیر من نبود
من فقط می خواستم
یک دل سیر برای تنهایی هایت گریه کنم
نمی دانستم گریه را دوست نداری
حالا هم هروقت بیایی
عزیز لحظه های تنهایی منی
اگر بیایی
من دلتنگی هایم را بهانه می کنم
تو هم دوری کسانی که دور نیستند
در راهند
رفته اند برای تاریکی هایت
یک اسمان خورشید بیاورند
یادت باشد
من اینجا
کنار همین رویاهای زودگذر
به انتظار امدن تو
خط های سفید جاده را می شمارم
![]()
بخشیدم
من در انتظار تو
حسرت رو با طعم تلخ
چشیدم
من در انتظار تو
از فر تنهایی
ترسیدم
من به انتظار تو
تو هجوم سرد زرد
لرزیدم
من در انتظار تو
یک عمر را خاکستری
دیدم
من به انتظار تو
برای دیدار دوباره
من در انتظار تو ![]()
![]()


.jpg)

![]()
![]()
![]()

![]()
بیشتر از هر عشقی بر تو عاشقم و بیشتر از هر دیوانه ای مجنون تو هستم
عزیزم من محتاج تو هستم و بدون تو زندگی برایم مفهومی جز تاریكی و سیاهی ندارد
دوستت دارم چونكه میدانم تو نیز مرا دوست میداری
دوستت دارم چونكه مرا باور داری و مرا لایق آن قلب پر از محبتت میدانی
تنها آرزویم این است كه تا آخرین لحظه زندگی ام در كنار تو باشم و جز این از خدای خویش هیچ آرزویی را ندارم
عزیزم این قلب كوچك و شكسته و پر از عشق من تنها هدیه ای است از طرف من به تو
از تمام دنیا تنها همین قلب كوچك را دارم ، همین و بس!
عزیزم تا پایان با تو می مانم چونكه تنها تو هستی كه معنای واقعی عشق را به من آموختي
آموختی كه عشق یعنی تا پایان زندگی ماندن و تا پایان زندگی دوست داشتن
عزیزم دوستت دارم …

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

برای رفتن تو راه می شوم !
تو پلک می زنی
و من
برای چشم های غم گرفته ات نگاه می شوم !
تو خسته می شوی
و من
برای خستگی ِ تو
چه عاشقانه تکیه گاه می شوم . . . !
دلت گرفته است ؟
پابه پای گریه های تو
بغض و اشک و آه می شوم !
سکوت می کنی و من
به احترام خلوتت
به شب پناه می برم
سیاه در سیاه می شوم . . . !
همیشه آخر تمام شکوه ها
به چشم های عاشقت که می رسم
سکوت می کنم
و باز
برای آسمان غم گرفته ی تو ماه می شوم !
![]()
![]()
| Design By : RoozGozar.com |




.gif)
.gif)
.gif)










